شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
391
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
" ذكر پادشاهى منوچهر و قصاص خواستن از سلم و تور " ( * 1 ) - و ما خلقت كفّاه . . . : كف دستان او فقط براى چهار چيز خلق شده است و در ميان خلايق همتايى ندارد . براى از نيام درآوردن شمشير هندى ، تيراندازى با مهارت ، بوسيدن لبها و گرفتن افسار ( اسب ) . مقصود از « كف دستان » خود « دستها » موردنظر است و مقصود از بوسيدن لبها اين است كه ديگران بر دستان او بوسه مىزنند . ( * 2 ) - قيل لمّا مات افريدون . . . : گفته شد ، هنگامى كه فريدون مرد ، منوچهر بر تخت سلطنت مستقر شد و مردم شتاب مىكردند بهسوى اطاعت او و برگزيدن بيعت او و خالصانه براى استحكام حكومتش و پايدارى آن دعا مىكردند و او برابرى مىكرد با جدش در فرمانروايى جهان و روى آورد به پيروى از او در گسترش عدالت و تشويق مردمان بر پرستش خداوند متعال و دورى كردن از گناهان و پيروى از اوامر و نواهى پروردگار . ( * 3 ) - تاريخ بلعمى درباره نسبت منوچهر با فريدون چنين نوشته است : " پس افريدون را پسرى بود و ايرج را دخترى . افريدون اين دختر را به پسر خويش داد و نام اين دختر كوشنگ بود از ايشان دخترى آمد ، روشنك و اين دختر را دخترى آمد نامش اترك . پس اين اترك را پسرى آمد منسخرفاغ و اين پسر با خواهر خود ببود و منوچهر آمد و ديگر گويند كه افريدون با دختر ايرج ببود ، منوچهر آمد " . ص 31 . شاهنامه كهن نظر ديگرى دارد كه با نظر شاهنامه فردوسى هماهنگ است : " هنگامى كه ايرج كشته شد ، زنش ماه آفريد از وى بار داشت و چون بزاد ، فرزندش از هر كسى بيش به فريدون ماننده بود . فريدون خواست تا كودك را پيش او آوردند ، در او نگريست و چون او را همانند خود ديد گفت " منوچهر " يعنى كه به چهره مانند من است ،